تبليغاتX
نقاشان جهان - lucian freud
آشنایی با هنرمندان جهان
هرگز قدرت انسانهای احمق را در گروه‌های بزرگ دَستِ کم نگیر

 

 

lucian freud  

از استادان نقاشی شکل گرا یا فیگوراتیو که در واقع دنباله روی هیچ جنبش خاصی نبود و سیاق شخصی خویش را پی می گرفت

 

لوسین فروید نوه ی زیگموند فروید 8 دسامبر 1922 در برلین متولد شد و در1932با خانواده اش به لندن رفت.در 1939به تابعیت انگلستان در آمد.اما تابعیت موجب نمی شود بار غنی و پیچیده ی سنت آلمانی هنرمند را ترک گوید.سنتی که از نیمه ی نخست قرن بیستم تا کنون همچنان هنر مندان سراسر دنیا را تحت تأثیر قرار میدهد.در اوایل 1940 فروید شروع به نقاشی کرده و تمام وقتش را به نقاشی کردن میگذراند.تا به امروزه خانه فروید  به واسطه گذشت زمان همچنان باقی مانده که تصویرگر نمایش کارهایش به طور دائمی می باشد با نام Godard gallery

فروید می گوید: کارهای من مربوط به شرح حال خودم است...هر آنچه مربوط به خودم و اطرافم است .من با مردم کار میکنم با آنها در ارتباطم چون آنها مورد علاقه من هستند هنگامی که من به بدن آنها نگاه می کنم این فرصت را به من می دهند تا بدانم چه چیزی نقاشی میکنم.

باز جست دنیای هنر توسط لوسین فروید که در نمایشگاه مجموعه آثار اودر سال 1974 در شورای هنرهای زیبا انگلستان تجلی یافت،نمونه ای آشکاری بود از واکنش هنرمندانی که آثار خود را با ذائقه های پیشگامان نوگرای سازگار نیافته و رفته رفته از دایره در حال تحول هنر مدرن خارج می شدند.در همان نمایشگاه <روحی تازه در کالبد نقاشی>آثار فروید  با اندکی مسامحه وبه خاطر تشویق یا احتمالأ اعاده حیثیت در مجموعه کارهای ارائه شده جای گرفت.این سیاست توانبخشی وحمایت از هنرمندان شکل گرا در نمایشگاه دیگری که در سال 1987در موزه و باغ مجسمه هیرش هورن در شهر واشنگتن و سپس در شهرهای پاریس،لندن و برلین بر پا شد،مجدانه دنبال گردید.این نمایشگاهها فروید را از نقاشی منطقه ای،به سطح یک هنرمند معتبر جهانی ارتقا داد.نکته مهم این بود که او در حالی به این رشد وترقی نائل شدکه هرگز شیوه کار خود را تغییر نداده و همواره به عنوان یک نقاش شکل گرا،آن هم به مفهوم سنتی اش،به نقاشی کردن از روی مدل در آتلیه شخصی اش همت گمارد.تجدید نظر طلبی فروید هرگز به مفهوم انزوای کامل او در صحنه طوفانی هنر در دهه های آخرین قرن نبود.او در سال دهه های 70،80و90 با بر پایی نمایشگاهاهی متعددیظهور خود را کراراَ تثبیت کرد.

 

نقاشی های فروید لایه های بسیار از بدنهای بیمار گون بر زمینه ی سبز زیتونی دیوارها قرار گرفته اند.رنگ سبز زمینه ،جسمانیت و زندگی بدن ها را عریان تر میکند.در پرتره های کوچک فروید،چهرهای دختران وپسران جوان،در مقایسه با دخترکان دوست داشتنی گروز،لبهای غنچه و پوست شفاف شان،بسیار از شکل افتاده وغریب می نمایاند.گویی از یک قطب جذابیت و انگیزش شهوانی به قطب دیگر آمده ایم.

شاید چنین کالبد شکافی و تحلیل صریح و بی پرده ی انسانها،از فردی که نوه ی زیگموند فروید است چندان هم غریب و دور از انتظار نباشد.

نگریستن به نقاشی های فروید ،اگر محنت زا ودرد آلود نباشد،دست کم دشوار است.خشونت و صراحت این آثار ،می باید مشابه زمانی باشدکه گوستاو کوربه نخستین بار نقاشی های خود را در دهه های 1850.1840 به نمایش در آورد.در فاصله ی تاریخی نزدیکتر ،این آثار ما را به یاد آثار مخدوش،خشن و در هم ریخته و بی ریخت اکسپرسیونیست های آلمان در فاصله ی دو جنگ می اندازد.در هر حال این نکته گفتنی است که در انگلستان،آلمانی شمردن فروید،امری پذیرفتنی نیست.از این هم بدتر،حتی تأثیر اسلاف نقاش آلمانی اش همچون اکسپرسیونیستهای آلمانی،پرتره های عینیت نو،همچون ماکس بکمن،اوتودیکس،وگئورگه گروز بر کار وی نیز نادیده گرفته می شود.

با این وجود،اغلب منتقدان انگلیسی می کوشند آثار این نقاش هشتاد و یک ساله را در ارتباط با آثار استادان کهن،همچون رمبرانت،آلبرشت دورر و هانس هولباین  قرار دهند.

چارلز سامارس اسمیت مدیر گالری ملی لندن،در این باره چنین گفت:( به نظر من فروید به نحوی باور نکردنی، مستقیما در قلب این سنت جای میگیرد.هنر او اشاراتی اجتناب ناپذیر به گذشته دارد.در عین این که مطلقاَ مستقل و خود بسنده نیز هست.)

منابع:تندیس

آخرین جنبش های هنری

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 تیر1385ساعت 2  توسط الناز جوانی |